گروه دین و اندیشه «خبرگزاری دانشجو» - فائزه بنایی؛ قرآن دریای عمیق و گستردهای است که گنجینههای آن پایانی ندارد، در هر دوره و تاریخی میتوان مرواریدهایی از آن صید کرد که به کار آن روز تو بیاید، حتی اگر هزاران سال از نزول آن گذشته باشد.
برآنیم تا در هر شماره، این گنجینههای گرانقدر را به تماشا بنشینیم و مرواریدهایی صید کنیم به اندازه وسع خود.
در شماره قبل گفتیم سعادت و صلاح جامعه وقتی محقق میشود که جامعه مسلمین با «تعاونوا علی البرّ و التقوی» یا به عبارتى با ایمان و عمل صالح ناشى از ترس خدا اجتماع کنند.
خوبیها در اطاعت و بندگی خدا خلاصه میشود
گفتیم که خوبیها، در اطاعت و بندگی خدا خلاصه میشود و در این راه باید صبر کرد. تقوا نیز انجام واجبات و ترک محرمات و محاسبه این اعمال است و این چنین است که طبق فرمایش مولا علی (ع) مرکبی است که صاحبش را تا دل بهشت میبرد، البته وقتی که طبق خواسته و رضای خدا رفتار شود.
سوال پیامبر (ص) از خداوند در شب معراج
در خلوت ناب پیامبر (ص) با خدا در شب معراج، به رازهایی میان آن دو برخورد میکنیم که همین رازها میتواند اساسیترین مطالبی باشد که باید در این دنیا به آنها توجه کرد و بهترین استفادهها را از آنها برد.
در خلوتترین خلوتها، خدا و پیامبر(ص) با یکدیگر سؤال و جوابهایی داشتند و راههایی را برای همه انسانهای معراجی گشودند.
افضل اعمال نزد خداوند متعال چیست؟
در شب معراج، وجود مقدس پیامبر(ص) از خدا سوال کرد: ای پروردگارم! بهترین و افضل اعمال کدام است؟ آدم زرنگ را ببینید، رفته است با خدا خلوت کند، حالا سؤال میکند که بهترین و افضل اعمال چیست؟ حضرت حق فرمود: «لَیْسَ شَیْءٌ عِنْدِی أَفْضَلَ مِنَ التَّوَکُّلِ عَلَیَّ وَ الرِّضَا بِمَا قَسَمْتُ»؛ پیش من هیچ عملی بهتر از «توکل» و «رضا» به آنچه قسمت بندهام کردهام، نیست(3).
توکل به چه معناست؟
پس برای ورود به مسئله رضا و اینکه چگونه «راضیة مرضیه» اتفاق میافتد، به مروارید توکل رسیدیم. توکل یعنی آنچنان اطمینان به مدیریت و برنامههای خداوند نسبت به خودت و جامعهات داشته باشی که تماماً او را در همه امور وکیل خود قرار دهی و مطمئن باشی او با تمام قدرت و در نهایت دقت و حکمت امور بندگانش را به عهده گرفته و بندگان باید با اطمینان به خدا از دستورات او پیروی کنند و هیچ دغدغهای نداشته باشند.
یکی از وسوسههای شیطان این است که میآید و با وسوسههای خود سر به سر من و شما میگذارد و میگوید که توکل هم شد کار؟ اما میبینیم که امام حسین (ع) متوجه بودند وقتی به خدا توکل میکنند چه اندازه خداوند به جای ایشان در راستای هدف، نقش میآفریند.
نگران وسعت عمل نباشیم، نگران غفلت از نقش خدا باشیم
خداوند به پیامبر فرمود: «افضل اعمال، توکل است». باید توجه داشت که توکل یک فعالیت بدنی نیست، بلکه یک شعور قلبی است که باید ریشه و پایه همه اعمال ما باشد.
ممکن است در ابتدا سخت باشد به قلب بفهمانیم که خدا او را از یاد نبرده است، اما نباید دست به کارهایی بزنیم که گویا آزاد و به خود واگذاشته شدهایم. اگر به ابزارها امید داشته باشیم، وقتی خداوند ما را از این ابزارها محروم کند، پریشان میشویم و نمیدانیم چه باید بکنیم.
همه این سرگردانیها به این جهت است که خواستیم بدون توکل به خدا زندگی کنیم، به همین دلیل زندگی همراه با وفا و صفا به زندگی همراه با خشم و حرص و خوشحالیهای غافلانه تبدیل شد. باید توجه داشته باشیم غفلت از توکل و دست و پا زدن در اسبابها موجب میشود خدا هم ما را به خودمان واگذارد.
ما باید خود را چون طفلی بدانیم که خداوند در آغوش رحمت خود قرار داده است و بدانیم اگر خود را مستقل پنداشتیم و دست و پای بیجا زدیم، خداوند ما را به خود وامیگذارد.
خداوند سبب سوز و سبب ساز است
یک وقت خداوند برای رفع حوائج ما سبب میسازد، ولی یک وقت کار بالاتری میکند و آن اینکه سببها را نیز میسوزاند تا ما را با تمام وجود متوجه خودش سازد. اهل توکل به جایی رسیدند که متوجه شدند این سببها در قبضه خداوند است.
حال خداوند یا بوسیله سببها و وسایل، حوائج بندگان را میدهد یا اولیای خودش مثل ابراهیم (ع) و زکریا (ع) و مریم (س) و غیره را بیسبب به حوائج میرساند.
توکل یعنی انسان به درجهای از شعور و بصیرت برسد که قلبش همواره متذکر باشد که خدا او را فراموش نکرده است و در توسل به اسبابها و جنبه استقلالی برای آنها قائلشدن، دست و پا نزند.
رهاورد توکل بر خداوند
تقوا کلید هر در بسته است، چون «من یتق الله یجعل له مخرجا»؛ خداوند برای انسان متقی از جایى که احتمالش را هم نمیدهد رزق مـادى و مـعـنـوی را فـراهـم مىکند و اوست کـه ولى و عـهـدهدار سـرپـرسـتـى بـنـده مـتـوکـل خـویـش اسـت. او بنده متوکل خود را از پـرتگاه هلاکت بیرون مىکشد و از طریقى که خود او پیشبینى آن را نمىکند به او روزى میدهد.
چـنـیـن بـنـدهاى بـه خـاطـر ایـنـکـه بـر خـداى تـعـالى تـوکـل کـرده و هـمـه امـور خـود را بـه او واگـذار نـمـوده، هـیـچ چـیـز از کـمـال و نـعـمتهایى را که قدرت به دست آوردن آن را در خود مىبیند، از دست نمىدهد.
خلاصه آنچه را که امیدوار بود به وسیله سعى و کوشش خود بدست آورد، همان را خداى تـعـالى بـرایـش فـراهـم مىکـنـد، بـراى ایـنـکـه او بـه خداوند تـوکـل کـرده و کـسى که بر خدا توکل کند، خدا همه کاره او مىشود.
تفاوت سبب سازی خداوند با اسباب ظاهری
هیچ سبب از اسباب ظاهرى به این صورت نیست؛ زیرا هر سببى را که در نظر بگیرید یکبار به کار مىآید و بار دیگر نه، ولى خداى تعالى این طور نیست: «ان اللّه بالغ امره»؛ چون تـمـامـى امـور در حـیـطـه قـدرت خـداى تـعـالى اسـت: «قـد جعل اللّه لکل شىء قدرا» و وقتى حدود و اندازه هر موجودى را خداى تعالى معین مىکند، بنده متوکل هم که یکى از موجودات است از سیطره قدرت خدا خارج نیست، پس اندازهها و حدود او نیز به دست خداست(2).
بهترین علم و بصیرت و عامل موثر در خلع سلاح شیطان
«الرِّضَا بِمَا قَسَمْتُ»؛ نکته دوم یعنی «رضا» از نکاتی است که در خلع سلاح شیطان بسیار مؤثر است و بهترین علم و بصیرت محسوب میشود. رضا به این معناست که به آنچه خدا به تو داده راضی شوی.
این که انسان به این باور برسد که بهترین شرایط برای او همین است که خداوند شکل داده و راه ارتباط صحیح با خدا در همان شکلی است که خداوند برای او قرار داده، میتواند باعث شود انسان به مقام رضا برسد.
خدا اگر بخواهد انسان نجات یابد به او چه میگوید؟ مسلّم میفرماید: راضی شو به آن چه به تو دادهام؛ چون میداند چه اندازه باید به هر کس روزی بدهد تا امور او را اصلاح کرده باشد.
چرا خداوند امکانات متفاوتی به بندگانش داده است؟
خداوند به جهت مهربانی با بندگان است که امکانات را به صورت متفاوت بین آنها تقسیم میکند و او بهتر از هر کسی میداند که ما با چه چیز و چه امکاناتی نجات پیدا میکنیم.
مگر میشود ما از یاد خدا برویم؟ خداوند تمام شرایط تعالی ما را فراهم کرده و هیچکس - چه خوب، چه بد - از یاد او نرفته است. خدای تعالی پیغمبران را برای همه فرستاد و آنها دائماً به همان انسانهای منحرف تذکر دادند که بیایید و دین خدا را بپذیرید تا از هلاکت نجات یابید.
خدا به فکر ماست و قرآن برای نجات ما
خداوند میفرماید: «لَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَیْکُمْ کِتَابًا فِیهِ ذِکْرُکُمْ أَفَلا تَعْقِلُونَ»؛ در حقیقت ما کتابى به سوى شما نازل کردیم که یاد شما در آن است، آیا نمىاندیشید (3).
در واقع میخواهد بفرماید اگر کمی فکر کنید میبینید در سراسر این قرآن ما به فکر شما بودهایم و برای نجات شما این کتاب را نازل کردهایم.
ما باید این نکته را خیلی جدی بگیریم و بگوییم: خدایا! ما به آنچه برای ما مقدر فرمودهای راضی هستیم، «اللهم فاجعل نفسی مطمئنه بقدرک و راضیه بقضائک» (4).
خدا میداند همه بهشتها در چنین حالتی ظاهر میشوند و حجابهای ظلمانی از جلوی قلب ما کنار میروند و زمینه ارتباط با خدا به نحو بسیار مطلوبی فراهم میگردد.
نتیجه راضی بودن به رضای خدا
به عبارت دیگر، اگر راضی به رضای خدا باشیم قلبمان باز خواهد شد و امکان ارتباط با حقایق برایمان فراهم میشود، چون اهل بهشت، اهل رضا به قسمتی بودند که خداوند برای آنها مقدر کرده بود و فعالیتهای اجتماعی آنها در راستای انجام وظایف و جوابگویی به همان قسمتی بوده که خدا مقدر فرموده است.
پینوشتها:
1. أَنَّ النَّبِیَّ (ص) سَأَلَ رَبَّهُ سُبْحَانَهُ لَیْلَةَ الْمِعْرَاجِ، فَقَالَ یَا رَبِّ أَیُّ الْأَعْمَالِ أَفْضَلُ؟ فَقَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: لَیْسَ شَیْءٌ عِنْدِی أَفْضَلَ مِنَ التَّوَکُّلِ عَلَیَّ وَ الرِّضَا بِمَا قَسَمْتُ.
2. سوره مبارکه طلاق، آیه 2 و 3: و مـن یـتـق اللّه یـجـعـل له مـخـرجـا(2) و یـرزقـه مـن حـیـث لا یـحـتـسـب و مـن یـتـوکـل عـلى اللّه فـهـو حـسـبـه ان اللّه بـالغ امـره قـد جعل اللّه لکل شى ء قدرا(3)؛ کسى که از خدا بترسد خدا برایش راه نجاتى از گرفتاریها قرار مىدهد (2) و از مـسـیـرى کـه خـود او هـم احـتـمـالش را نـدهـد رزقـش مىدهـد و کـسـى کـه بـر خـدا توکل کند خدا همه کاره او مىشود که خدا دستور خود را به انجام مىرساند و خدا براى هر چیزى اندازهاى قرار داده (3).
3. سوره مبارکه انبیا، آیه 10: لقد انزلنا الیکم کتابا فیه ذکرکم افلا تعقلون؛ به شما کتابى نازل کردهایم که یادبود شما در آن است چرا نمىفهمید؟
4. فرازی از زیارت امین الله
منابع:
1. تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، جلد 14 و جلد 19.
2. کتاب لقاءالله از آیتالله ملکی تبریزی بر مبنای حدیث معراج.
3. گزیدهای از مقالات آقای طاهرزاده.
این قسمت شمل عناوین زیر می باشد:
مقدمات ورود به بحث
اذان و اقامه دارای اسرار عظیمه ای هستند.
نماز، خودش مقام و قرب است. وصل است. نه راه قرب و راه وصل!
بین عبد و خدای متعال راه و منزلی نیست!
چرا باید به اسرار ( اذان ، اقامه ، نماز و ... ) توجه کرد؟
چرا به نماز " الصلوة" گفته شده؟ این خودش یک سرّ است.
چرا سجده می کنیم؟
اصل نماز به معنای دعا است. اما کدام دعا؟ یعنی درخواست حاجت؟!
بین دعا و سوال فرق است!
نماز به معنای تعظیم است و بزرگداشت.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَ بِهِ نَسْتَعِینَ إِنَّهُ خَیْرٌ نَاصِرٍ وَ مُعِینَ وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَ عَلَى آلِهِ آلِ اللَّهِ وَ اللَّعْنُ الدَّائِمُ عَلَى أَعْدَائِهِمْ الجمعین اللهم إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعینُ.
خوب به یاری خدای عزوجل، انشاالله می خواهم از امشب بحثی را پیرامون سر اذان و اقامه در خدمتون شروع کنیم. تقریبا اون حالا مقدمات و مقارنات نماز، راجع به سر طهارت، مکان، پوشش، وقت و قبله، الحمد الله نکاتی مطرح شد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَ بِهِ نَسْتَعِینَ إِنَّهُ خَیْرٌ نَاصِرٍ وَ مُعِینَ وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَ عَلَى آلِهِ آلِ اللَّهِ وَ اللَّعْنُ الدَّائِمُ عَلَى أَعْدَائِهِمْ الجمعین. الهم إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعینُ.
اسرار اذان و اقامه - خلاصه قسمت اول
از جلسه گذشته به یاری خدای عزوجل بحثی را پیرامون سر اذان و اقامه در خدمتون شروع کردیم. و عرض شد که مناسب هست قبل از ورود به سرّ اذان و اقامه ، چون دیگه شروع نماز هست؛ معنای نماز که الصلوة در واقع گفته شده است، و بعد هم انشالله معنای خود اذان رو خدمت شما مطرح کنیم. که با معرفت بیشتر ورود به این بحث داشته باشیم. عرض کردم که یک معنا که برای نماز گفته شده الصلوة با "و" که وقتی نوشته می شود، عرض کردیم به معنای ارتفاع العقل، یعنی بالا آمدن عقل است. خب این مطلب رو توضیح دادیم.
نماز اگر ارتفاع عقل است، یعنی ارتفاع عقل نمازگزار است.
حالا اینجا یک نکته رو اضافه بکنم: وقتی گفته می شود الصلوة یک معنایش ارتفاع العقل است، بعد به کسی که نماز رو می خواند گفته می شود "مصلیْ". بعد مصلیْ یعنی کسی که او این ارتفاع عقل رو کاّن دریافته و درک کرده و با این عقیده آمده و نماز رو شروع کرده است.
پس به تبع نماز ]که ارتفاع عقل است؛ درواقع[ ارتفاع عقل مصلیْ است. اگر خاطر مبارکتون باشه ، مثل این است که گفتیم: ارتفاع مکان، وقتی یه مکانی بالاست، یعنی ارتفاع اون کسی که در این مکان وجود دارد بالا هست. یا ارتفاع ذکر به معنای ارتفاع ذاکر است. حالا اینجا هم نماز اگر ارتفاع عقل است، پس به تعبیر دیگر یعنی ارتفاع عقل مصلیْ است. یعنی مصلی به یک آگاهی رسیده است، به یک ارتفاعی رسیده است که بعد نماز رو بجا می آورد. خوب این یک معنا بود که عرض شد.
در وادی کمال و صعود، خطرهای بسیاری در کمین نشسته و شیاطین بسیاری دل به گمراهی ما بستهاند؛ و اما تمسک به معانی بلند آموزههای دینی و تلمذ در پیشگاه بزرگان و علماء چراغ راهی است تا راه را گم نکنیم.
به گزارش خبرگزاری حوزه، آنچه در ذیل میخوانید، سخنان مرحوم آیتالله حقشناس طهرانی در خصوص وسوسههای شیطانی و آثار نماز شب است که تقدیم میشود.
* شیطان سه طائفه را وسوسه میکند
«ان الشیطان لکم عدو فاتخذوه عدوا؛[1] شیطان دشمن شماست، او را دشمن خود بگیرید.» شیطان سه طائفه را وسوسه می کند: اوّل کسانی که از یاد خدا دوری می کنند. مانند کسی که صبح مغازه اش را باز می کند و عصر هم می بندد و می رود. به هیچ چیز هم کاری ندارد. اگر هم حرفی به او بزنی، می گوید: کسب حلال است. اما نمی داند که کسب حلال مقرراتی دارد، احکامی دارد که باید یاد بگیرد. مثل این که برای این ساخته شده است که صبح بیاید در مغازه را باز کند و شب هم بندد! از هیچ یک از احکام اسلامی خبر ندارد!
* مگر رزق به دست غیر من است
طائفه دیگری که در معرض وسوسه شیطانند، کسانی هستند که احکام خدا را "یک دستی" گرفته اند. نماز را تند می خوانند. پروردگار به ملائکه می فرماید: چرا این بنده من با عجله نماز می خواند؟ مگر رزق و روزی او به دست غیر من است؟! باید نماز را مقدمه حفظ اموالش بداند.
طائفه دیگری که در معرض وسوسه شیطانند، کسانی اند که در مقام غفلت به سر می برند، خودشان را در حضور و محضر پروردگار نمی بینند. شیطان از پروردگار، اختیاری گرفته است که از راه خون وارد عروق انسان می شود و او را وسوسه می کند. «ان الشیطان لیجزی من ابن آدم مجری الدم».[2]
* اطلاع کامل شیطان از وضعیت شما
شیطان کاملاً به وضعیت شما مطلع است که چه کسی احکام شرع را یک دستی گرفته و چه کسی خودش را در حضور پروردگار میداند و چه کسی نمیداند، چه کسی مراقب است و چه کسی مراقب نیست.
* مراقبه، راه محفوظ بودن از شر شیطان
پس بنابراین حضرت فرمودند: کسی از شر این خبیث (شیطان) محفوظ است که دائم در مقام مراقبه باشد و خودش را در حضور و محضر پروردگار بداند و در ادامه هم فرمودند: آن کسی که شب و روزش را بیتفاوت میگذراند دائماً صید شیطان است.«و اما المهمل لاوقائه فهو صید الشیطان».[3]
* تضرع به درگاه پروردگار
حضرت در ادامه میفرمایند: با التجاء و تضرع به درگاه پروردگار به ریسمان محکم الهی چنگ بزن.«فاعتصم بحبلالله الاوثق فهو الالتجاء الی الله».
یک قدم باید شما به سوی خدا بروید تا پروردگار ده قدم به سوی شما بیاید.
شیطان یک جبهه است، نفس هم یک جبهه است. شیطان از اعوان و یاران نفس است و به وسوسههای نفس کمک میکند.
* برای درمان قساوت قلب چه کنم؟
فردی به بنده گفت: من قساوت قلب پیدا کردهام. برای درمان این بیماری چه کنیم؟ گفتم چند چیز است که رفع قساوت قلب میکند:
1. حضور در مسجد
اول، آمدن به مسجد است که پروردگار عزیر قلب کسی را که به مسجد بیاید را مورد نظر قرار میدهد و قلبش را از قساوت خارج میکند.
2. همنشینی با دانشمندان دین
دومین چیزی که قساوت قلب را میبرد، همنشینی با دانشمندان دین است.
ازجمله پرسشهایی که دربارهی نماز مطرح شده، این است که چرا قبل از نماز اذان و اقامه گفته میشود؟
البته لازم به ذکر است که اذان و اقامه واجب نیست برای نماز. اما استحباب فراوان دارِه ، جوری که حتی اگر کسی نماز را شروع کرد و فراموش کرده که اقامه بگوید، گفتند میتواند نماز رو قطع بکنه، اقامه بگوید و سپس شروع به نماز بکنه. این مقدار اهمیت اقامه و قبل از آن اذان هست.
اما سؤال اینه که فلسفه اذان چیست؟
اما سؤال اینه که فلسفه اذان چیست؟ برای چی اذان مقرر شده؟ پیش از اسلام، برای دعوت مردم به عبادت، مسیحیها و یهودیها اینها از ناقوس و زنگ استفاده میکردند. که الان هم متعارف هست در بین مسیحیان. که با درآوردن صدای ناقوس مردم رو دعوت به عبادت و رفتن به کلیسا و اقامهی در حقیقت مراسم عبادی میکردند. در صدر اسلام هم صحبت بود در بین مسلمان ها که برای دعوت مردم به نماز چه باید کرد؟ و چگونه باید اون ها را مطلع کرد که مثلاً نماز اقامه شده و به مسجد بیان برای عبادت؟ خوب پیشنهاداتی شد، اما پیامبر اکرم (ص) از جانب خداوند اعلام فرمودند که اذان باید گفته شود. که ]اذان[ برخلاف ناقوس کلیسا و وسایل دیگری که اینها باهاش مطلع میکردند مردم رو؛ مفاهیمی است و کلماتی است که این کلمات از حلقوم انسانی بیرون میاد و مردم رو با این شکل خاص دعوت به نماز می کنه، دعوت به حضور در مسجد می کنه. و خود اذان و اقامه مشتمل بر عالیترین پیامها از نظر اعتقادی و از نظر عملی است.
پیام های اذان و اقامه
اعتقادی
از نظر اعتقادی، یاد کردن خداوند به بزرگی که حکایت از آن داره که: اگر شما هر چیزی را مد نظر دارید؛ هر چیزی را براش اهمیت قائلید؛ به هر کاری که مشغولید؛ اما "الله اکبر" - خداوند از هر چیزی که وصف شود و به ذهن بیاد و به خیال بیاد بزرگتره - پس باید جانب او را بیش از همه رعایت کرد. و سپس شهادت به وحدانیت خداوند که مهم ترین رکن عقیدتی اسلام هست. که " اشهد ان لا اله الا الله " و سپس شهادت به رسالت پیامبر (ص). و در پیرو آن شهادت به ولایت که البته جزء اذان نیست. اما پس از شهادت به رسالت خوب است که انسان، شهادت به ولایت هم بدهد.